پیام دبیر کل از خیمه های درد برای کاخ نشینان

افغانستان طی دو سال گذشته تجربه های تلخی از افزایش خشونت و قتل عام های جمعی در حمله و انتحاری تروریستان تجربه کرد و همچنان که بیش از نیمی از کشور در تهدید جدی طالبان به سر می برد، سیل بی جاشدگان بحران انسانی دیگری در کشور رقم زد.
پس از رویداد خونبار کابل و اعتراض های گسترده که چهره کابل را به شهری نظامی بدل کرده است، دبیر کل سازمان ملل متحد در سفری غیرمنتظره به افغانستان قبل از دیدار با مقام های حکومتی از خیمه های بی جاشدگان اطراف کابل دیدار و پای در و دل آسیب پذیرترین قشر جامعه نشست.
عملی پسندیده که شاید درسی بزرگ برای رییس جمهور غنی باشد که در روزهای پرآشوب کابل به جای کنترل بحران خود یک سر هرج و مرج بود و با گلوله پاسخ مردم خسته از کشتارها را دارد و همچنان بر سرکوب هر اعتراض و دادخواهی از سوی مردم پافشاری می کند.
هرچند فقر دیگر مهمان بیش از 80 درصد جمعیت افغانستان شده، بی کاری بیداد می کند و مردم با وجود چنین معضل های با خطر انتحاری و حمله دسته و پنجه نرم می کنند، بی جاشدگان که تمامی دارایی خود را در جنگ رها کرده با شرایطی بس اسفبار، ماه ها و گاه سال ها در آوارگی به سر می برند.
حکومت با وجود دریافت کمک های هنگفت از جامعه جهانی هیچ برنامه اساسی برای آوارگان داخلی افغانستان که دیگر از مرز یک میلیون تن به دلیل گسترش دامنه جنگ به شمال گذشته است، نداشته و ندارد، بی اعتنایی به قشری از شهروندان که در فرار از ناامنی ها تهی دست تر از گذشته شده اند و در سرما و گرما و نبود آذوغه در تقلای زنده ماندن هستند.
دبیر کل سازمان ملل در حالی به جمع بحران زدگان جنگ رفت که اشرف غنی با وجود اعتراض های گسترده مردم به ضعف های آشکار و پی در پی امنیتی حتی به سراغ شورای علما رفته تا از طریق دین و اعتقادات مذهبی به سرکوب مردم بپردازد در حالی که راه کم هزینه ی فرونشاندن هرج و مرج و چنین بحران هایی توجه به خواست معترضین و دوری از نفاق و چنددستگی در حکومت وحدت ملی است.
دیگر پیام انتونیو گوتیرش برای افغانستان این بود که ملل متحد در زمان رنج و خشونت در کنار افغانستان است، شاید سادگی این گفته به چشم نیاید اما برای بازماندگان این سرزمین دردمند گاه "هم دلی" مرهمی بر زخم های عمیق آنان می شود، حقیقتی که هیچ گاه رهبران افغانستان ندیدند و هیچ تمایلی برای درک آن ندارند.
اشرف غنی به عنوان رییس جمهوری بحران آفرین از خود چهره ای منفور در جامعه بر جای گذاشته است که همواره از پشت دیوارهای سراسر امنیتی ارگ و یا با فریاد و سخنانی دیکتاتوری با مردم سخن می گوید و در عمل هرچه کرد براندازی نفاق بوده و قوم گرایی.
شخصی که اگر چه خود متخصص در خصوص کشورهای بحران زا و پس از جنگ است اما تهی از سیاست مداری برای ملتی چند مذهبی با قومیت های مختلف می باشد که عطش همبستگی و امنیت دارد.
اشرف غنی و عبدالله به عنوان سران این نظام اگر از درک پیام دبیر کل سازمان ملل عاجز هستند پس به گذشته کوتاه این حکومت بنگرند که چگونه رای یک ملت را در ستیزه جویی تباه کردند، افغانستان را به سرزمین آشوب زده از جنگ و افراط گری فرو برده و میلیون ها بی گناه قربانی خواست های دیکتاتوری و قدرت طلبی شدند.
آنچه بر این سرزمین آمده را باید در چادرهای پینه بسته بی جاشدگان و نگاه کودکان گرسنه دید که اگر از جنگ جان سالم به در بردند در سرما و گرمای سخت افغانستان، بی سرپناه و در آنجا که نام خیمه های بی جاشدگان نامیده می شود جامعه فراموش شده افغانستان هستند.
هیچ نظری موجود نیست: