جنرال مراد، از قهرمانی تا مقابله با مردم
اعلام غیرشرعی بودن برکناری اتمر از سوی شورای علما که به دلیل وابستگی حتی انتحاری را حرام نمی دانند دور از انتظار نبود اما صف کشی قهرمان نبرد قندوز در برابر خواست قانونی مردم چه خواهد بود: مرگ امید تاریخ
جنرال مراد مراد در بازپس گیری ولایت قندوز به قهرمانی برای افغانستان بدل شد، جنرالی که در روزهای دشوار نبرد با طالبان توانست باردیگر امید را در دل مردم بارور کند.
اما در کشوری که قومیت حرف اول را از سیاست گرفته تا زندگی جاری می زند نه حکومت تاب تحمل قهرمان پروری در میان قوم های غیر پشتون را دارد و نه اجازه تداوم چنین افتخار آفرینی هایی را می دهد.
در این میان رهبران و بخصوص افرادی که تبدیل به نمادی از قهرمان در میان مردم شده اند باید بسیار هوشمندانه با دوراندیشی در سیاست سعی کنند که مغلوب دسیسه های حکومتی نشوند که مبنا را بر قوم گرایی و انحصارطلبی می داند.
در روزهای که اعتراض های مردمی فضای شهر کابل را پس از خونبارترین حمله کابل به نمادی از دادخواهی بدل کرده است، صف کشی های حکومتی و وابستگان به حلقه خاص ارگ در برابر آن، یادها را به سمت دوران حاکمیت طالبان می برد.
همواره حکومت برای ایجاد تفرقه و کنترل قدرت در میان قوم و یا جناح ها از چهره ای خاص از دل آنان موجب چند دستگی می شود تا همواره قدرت برای قوم پشتون حفظ شود تا رسیدن به رویای کشوری پشتونیزم.
نشانه های قومیت در کنار قهرمان برای فردی جز قوم پشتون هیچ گاه به مذاق رهبران و سران این حکومت خوش نمی آید و انتصاب جنرال مراد مراد که همواره در کنار هر افتخار وی، قومیت هزاره نیز به چشم می آید به عنوان معاون ارشد امنیتی وزارت داخله، همان سیاست کنترل ارگ بر قدرت گیری دیگر اقوام می باشد.
نمود آن را می توان در موضع گیری این جنرال میدان جنگ در برابر معترضان کابل دید که این عمل را غیرقانونی خواند و گفت: اگر خیمه های تحصن برداشته نشود دولت علیه آنان اقدام قانونی خواهد کرد.
هرچند وظیفه جنرال مراد پیروی از حکومت می باشد اما در کشوری که قومیت در آن پررنگ می باشد و اعتراض ها همواره از سوی اقوام در اقلیت صورت می گیرد باید گفت که نباید جنرالی چون وی در برابر اعتراضی که در قانون اساسی حق هر شهروند است در برابر مردم خود قرار گیرد.
زمانیکه رییس جمهور در پشت دیوارهای ارگ پنهان شده و هیچ اعتنایی به خواست معترضان ندارد، حلقه خاص ارگ با سو استفاده از افرادی چون جنرال مراد و توسل بر فتواهای شورای علما سعی در اعمال دیکتاتوری بر مردم دارد.
جدای از اینکه شورای علما با غیرشرعی خواندن برکناری مشاور ارشد امنیتی نشان داد که به جای آنکه وظیفه اصلی خود را ایفا کند از دین برای سمت و سوهای جناحی سود می برد اما موضع گیری جنرال مراد نه تنها مردم را بی اعتماد تر به رهبران خود حتی در میدان های جنگ کرد بلکه نشان داد که این حکومت همچنان در خواب دیکتاتوری به سر می برد و هیچ بویی از دمکراسی و حقوق مدنی نبرده است.
بیشمار از رهبر جهادی گرفته تا چهره های خاص از میان اقوام افغانستان در دسیسه های حکومت به حداقل امتیازها راضی و زمینه سقوط اجتماعی و سیاسی خود را هموار کردند، مقام های چون عبدالله، جنرال دوستم، محقق، اسماعیل خان و ....
و حال در روزگاری که میدان های جنگ نیاز شدید به مقام هایی چون جنرال مراد دارد تا بار دیگر مردم جدای از قومیت دلخوش رهبری باشند که در برابر طالبان به مانند یک قهرمان به نبرد می رود نباید شهروندان شاهد حضور همان جنرال در برابر خواست مشروع خود باشند.
از شورای علما که حتی انتحاری را قاطعانه حرام اعلام نمی کند اما به دلیل وابستگی ها برکناری مقامی ضعیف و ناکارآمد را غیرشرعی می خواند، دور از انتظار نیست اما از رهبر نبرد قندوز چنین موضع گیری در برابر مردمی که از وی یک قهرمان ساخته بودند چه خواهد بود: مرگ امید و عمق بی اعتمادی ها!
جنرال مراد مراد در بازپس گیری ولایت قندوز به قهرمانی برای افغانستان بدل شد، جنرالی که در روزهای دشوار نبرد با طالبان توانست باردیگر امید را در دل مردم بارور کند.
اما در کشوری که قومیت حرف اول را از سیاست گرفته تا زندگی جاری می زند نه حکومت تاب تحمل قهرمان پروری در میان قوم های غیر پشتون را دارد و نه اجازه تداوم چنین افتخار آفرینی هایی را می دهد.
در این میان رهبران و بخصوص افرادی که تبدیل به نمادی از قهرمان در میان مردم شده اند باید بسیار هوشمندانه با دوراندیشی در سیاست سعی کنند که مغلوب دسیسه های حکومتی نشوند که مبنا را بر قوم گرایی و انحصارطلبی می داند.
در روزهای که اعتراض های مردمی فضای شهر کابل را پس از خونبارترین حمله کابل به نمادی از دادخواهی بدل کرده است، صف کشی های حکومتی و وابستگان به حلقه خاص ارگ در برابر آن، یادها را به سمت دوران حاکمیت طالبان می برد.
همواره حکومت برای ایجاد تفرقه و کنترل قدرت در میان قوم و یا جناح ها از چهره ای خاص از دل آنان موجب چند دستگی می شود تا همواره قدرت برای قوم پشتون حفظ شود تا رسیدن به رویای کشوری پشتونیزم.
نشانه های قومیت در کنار قهرمان برای فردی جز قوم پشتون هیچ گاه به مذاق رهبران و سران این حکومت خوش نمی آید و انتصاب جنرال مراد مراد که همواره در کنار هر افتخار وی، قومیت هزاره نیز به چشم می آید به عنوان معاون ارشد امنیتی وزارت داخله، همان سیاست کنترل ارگ بر قدرت گیری دیگر اقوام می باشد.
نمود آن را می توان در موضع گیری این جنرال میدان جنگ در برابر معترضان کابل دید که این عمل را غیرقانونی خواند و گفت: اگر خیمه های تحصن برداشته نشود دولت علیه آنان اقدام قانونی خواهد کرد.
هرچند وظیفه جنرال مراد پیروی از حکومت می باشد اما در کشوری که قومیت در آن پررنگ می باشد و اعتراض ها همواره از سوی اقوام در اقلیت صورت می گیرد باید گفت که نباید جنرالی چون وی در برابر اعتراضی که در قانون اساسی حق هر شهروند است در برابر مردم خود قرار گیرد.
زمانیکه رییس جمهور در پشت دیوارهای ارگ پنهان شده و هیچ اعتنایی به خواست معترضان ندارد، حلقه خاص ارگ با سو استفاده از افرادی چون جنرال مراد و توسل بر فتواهای شورای علما سعی در اعمال دیکتاتوری بر مردم دارد.
جدای از اینکه شورای علما با غیرشرعی خواندن برکناری مشاور ارشد امنیتی نشان داد که به جای آنکه وظیفه اصلی خود را ایفا کند از دین برای سمت و سوهای جناحی سود می برد اما موضع گیری جنرال مراد نه تنها مردم را بی اعتماد تر به رهبران خود حتی در میدان های جنگ کرد بلکه نشان داد که این حکومت همچنان در خواب دیکتاتوری به سر می برد و هیچ بویی از دمکراسی و حقوق مدنی نبرده است.
بیشمار از رهبر جهادی گرفته تا چهره های خاص از میان اقوام افغانستان در دسیسه های حکومت به حداقل امتیازها راضی و زمینه سقوط اجتماعی و سیاسی خود را هموار کردند، مقام های چون عبدالله، جنرال دوستم، محقق، اسماعیل خان و ....
و حال در روزگاری که میدان های جنگ نیاز شدید به مقام هایی چون جنرال مراد دارد تا بار دیگر مردم جدای از قومیت دلخوش رهبری باشند که در برابر طالبان به مانند یک قهرمان به نبرد می رود نباید شهروندان شاهد حضور همان جنرال در برابر خواست مشروع خود باشند.
از شورای علما که حتی انتحاری را قاطعانه حرام اعلام نمی کند اما به دلیل وابستگی ها برکناری مقامی ضعیف و ناکارآمد را غیرشرعی می خواند، دور از انتظار نیست اما از رهبر نبرد قندوز چنین موضع گیری در برابر مردمی که از وی یک قهرمان ساخته بودند چه خواهد بود: مرگ امید و عمق بی اعتمادی ها!

هیچ نظری موجود نیست: