Header Ads

کابل پس از هشت روز

هشت روز پس از چهارشنبه سیاه مردم در محاصره کانتینرهای حکومتی و چادر معترضان سرگردان نان برای سفرهای تهی افطار هستند، در هشتمیدن روز از خشم و هراس این شهر به هرچه که می ماند نشانی از کابل ندارد
بی اعتمادی در میان مردم موج می زند از دولتمردانی که هیچ سنخیتی با درد و رنج آنان ندارد، همان حکومتی که به روی معترضان بی دفاع سلاح کشید و خود خونی دیگر به پا کرد.

خیابان های اصلی شهر در اشغال کانتینرهای است که از سوی حکومت برای کنترل اعتراض های دیگر، رفت و آمد را به شکل فزاینده ای سخت کرده و خیمه های معترضان راه را بر مردم مسدود.

اقتصاد کابل زیر فشار ناامنی ها و فضای حکومت نظامی کمر خم کرده و روزه داران سرگردان در خیابان و کوچه ها به دنبال نان برای سفره های افطار هستند و هراس بیش از همیشه حکمرانان خاموش هر کوی و برزن پایتخت شده است.

رکود شاید برای کابل به مانند کشتار تازگی ندارد اما در سالی که بیکاری و فقر بیداد می کند و نان به سختی جوابگویی چشم های منتظر اهل خانه است راه بندهایی نظامی و معترضان نیز زندگی را بیش از بیش بر مردم پایتخت سخت کرده است.

بیماران سرگردان در میانه راه ها و منتظر در ترافیک های سنگین تر از قبل در کنار سیل مردمی که برای خرید مایحتاج و یا داد و ستد راهی جز صبر و تحمل برای رسیدن به مرکز شهر ندارند، همان مرکز شهری که اکنون یا در انحصار کانتینرهاست و یا موترها.

این است چهره شهری غمگین و داغدار که از درد کشتار به خود می پیچد و فرصتی برای احیایِ دوباره ندارد زیرا در میان خشم تروریستان و بی کفایتی حکومت تبدیل به میدان جنگ ناتمام شده است.

حال مردمی که برای گریز از جنگ و قحطی به امید زندگی در امنیت راهی کابل شده بودند چه خواهند کرد، دسته و پنجه نرم کردن با مصایب دیگر و یا فرار؟ اما فرار به کدام نقطه از این سرزمین که امنیت در آن سایه افکنده باشد، مگر جنگ و خون در بی کفایتی و معامله ها جایی برای زنده مانده باقی گذاشته است.

اکنون هراس در پایتخت موج می زند و زندگی بیش از بیش سخت و وحشت آفرین شده است و اگر انتحاری و حمله به دست تروریستان سبب کشتارهای یکباره می شود اما دادخواهی از حکومت نیز راه به جایی ندارد، این را اعتراض های روز جمعه نشان داد و تیرهای که نه از سلاح دشمن بلکه از سوی نظامی این حکومت مرگ بود و خون.

در هفتمین روز از مرگبارترین حمله پایتخت، زندگی به خود چهره خشن گرفته است و گویی کابل در میانه جنگ به سر می برد، همان شهری که روزی تنها مامن آرامش بود و امنیت.

مردم روزهای سختی را پشت سر می گذارند که نیازمند امید هستند برای بقا و زمان شاید تنها مرهمی باشد برای بازماندگان.

در هفتم روز از کشتار پایتخت این شهر به هرچه که می ماند نشانی از کابل ندارد.

هیچ نظری موجود نیست:

با پشتیبانی Blogger.