Header Ads

موجی که قیام خواهد شد

رویداد چهارشنبه سیاه و جمعه غم انگیز و انتحاری های شنبه هرچند تلخ و ناگوار بود اما به رهبران حکومت نشان داد که اگر طالب و داعش توانایی نابودی آنان را نداشته باشد، به راحتی توسط مردم ناراضی و خشمگین سرنگون می شود آنچه در افغانستان رخ می دهد و حکومت از آن به تعبیرهای گوناگون نام می برد برای مردم عادی چیزی جز تباهی، فقر، آوارگی و کشتار نیست، حجم خشونت ها چنان به اوج رسیده که مردم دیگر نه هراسی از انتحاری داشته و نه شلیک نظامیان حکومتی بلکه با دستان خالی طی اجتماع و تظاهرات در پی رسیدن به خواست خود هستند.
خواستی که اگر در گذشته تامین امنیت و ثبات کشور بوده اکنون در پایین ترین سطح تبدیل به امنیت جانی در کابلی است که امنتیی ترین شهر افغانستان و قلب حکومت می باشد.

سهم مردم از این سرزمین تنها خون بوده و کشتار و بازنده های همیشگی که حتی حکومت نه اعتنایی به جانِ بی گناه دارد و نه خواهان به ثبات رسیدن کشور هستند، در این میان همانگونه که تروریستان تنها راه را در خشونت و گلوله خلاصه کرده اند حکومت اشرف غنی نیز با سلاح به سرکوب مردمی می رود که خواسته ای جز حق ندارند.

آنچه طی چند روز گذشته بر پایتختِ خونین گذشته است چیزی جز صدای مهیب کشتار، فریاد مردم دردمند و خسته از خون و گلوله نبود، اما این گلوله و سرکوب نه خرج تروریستان بلکه مردمی شد که کاسه صبرشان لبریز از بی کفایتی های ارگ و رییس جمهور متعصب و خودکامه شده است.

حکومت نظامی کابل نه برای حفاظت از جان مردم بلکه برای تامین امنیت دولتمردان همواره مصون از حمله و انتحاری ها اکنون برای دفاع از خشم مردم به خود رنگ نظامی و امنیتی گرفته است؛ تمامی راه های منتهی به ارگ ریاست جمهوری بسته و در شدیدترین وضعیت امنتیی به سر می برد.

اگر چنین عملکردی از مقابله گرفته تا شلیک گلوله حکومت اشرف غنی که روز جمعه را بر مردم باردیگر تلخ و خونبار کرد برای تروریستان و انتحاری ها صورت می گرفت اکنون هیچ شهروند خشمگینی فریاد برکناری غنی و عبدالله سر نمی داد.

رویداد روز چهارشنبه سیاه کابل و جمعه غم انگیز و انتحاری های شنبه هرچند تلخ و ناگوار بوده است اما به رهبران حکومت وحدت ملی نشان داد که اگر طالب و داعش توانایی نابودی قدرت آنان را نداشته باشد اما به راحتی توسط مردم ناراضی و خشمگین سرنگون می شود.

همچنان که این مرد اول ارگ در تمامی بخش های حکومتی شکست خورده ای بزرگ است در مواجبه به بحران نیز از خود چهره ای ضعیف و بی کفایت نشان داد، اشرف غنی به جای به آرامش کشاندن مردم و همدردی با درد آسیب دیدگان از پشت دیوارهای ارگ به ایراد سخنرانی پرداخت که این خود بر خشم مردم افزود.

حداقل ترین اقدام رییس جمهور به جای بی اعتنایی به آنچه کشور را داغدار و جهان را بُهت زده کرده، می توانست برکناری رییس امنیت ملی از سمت و در اختیارگذاشتن اطلاعات درست به مردم برای به دست آوردن زمان در جهت کنترل بحران باشد اما آنچه انجام داد به مانند دیگر تظاهرات گذشتهِ مردم، تنها گلوله بود و خشونت.

خشونت های گسترده با تلفات بزرگ انسانی از قبیل سقوط قندوز، ناامنی های شمال، حمله به تظاهرات جنبش روشنایی، شفاخانه چهارصدبستر، قول اردوی بلخ، آزمایش بمب غیرهسته ای امریکا در اچین و رویداد خونین وزیراکبر خان کابل و تظاهرات خونین روز جمعه نشان می دهد که زندگی مردم در هر نقط ای از این کشور در خطر نابودی قرار دارد و آستانه تحمل را طاق کرده است.

حکومت نظامی که اکنون چهره کابل را پس از حمله چهارشنبه و تظاهرات روز جمعه خشن کرده نشان از راه اشتباه دگرباره حکومت اشرف غنی است که همچنان با وجود تهدید به بزرگی تبدیل شدن تظاهرات چند هزار نفری به قیام بزرگ در پی به رخ کشیدن توان نظامیان حکومت برای هراس مردم است.

رخه کردن بیشمار نفوذی به رده های بالای امنیتی و مهترین مهره بی کفایت حکومت به عنوان ریاست امنیت ملی که استخبارات را در سیطره دارد، دولتی تشکیل داده که اگرچه در فساد و معامله ریشه های عمیق و حامیان بیشماری دارد اما در مقابله با خشم گسترده مردم بسیار شکننده است.

و همانگونه که اشرف غنی به مانند دولتمردان گذشته در توهم قدرت به سر می برد و تمام توان نظامی و امنیتی را به جای حفاظت از جان مردم در خدمت هراس شهروندان کابل برای تامین امنیت ارگ به کار بسته است باید نگاهی به دوران داوود خان و داکتر نجیب بیافکند.

اگر طالب و داعش تاکنون موفق به سرنگونی نظام کنونی نشده به دلیل حمایت مردم از حکومتی است که نام مشروعیت را یدک می کشد اما زمانی که همین مردمِ حامی خود موجی از اعتراض باشند دیگر می توان به بقای حکومت اشرف غنی امیدی داشت؟


هیچ نظری موجود نیست:

با پشتیبانی Blogger.