همه دل نگرانی های حکمتیار
هرچه که رخت جانشینی غنی تا مقام سخنگویِ ارگ به حکمیتار می آید اما در برابر آن چهره نگران وی از وضعیت دشوار رفت و آمد مردم از وجود چادرهای تحصن، بگریم یا بخندیم؟!
حکمتیاری که چهل سال با هر دولت و رهبری در جنگ به سر می برد و مردم هنوز داغ راکت های کور وی را بر سینه دارند رخت سخنگوی ارگ را به تن کرده و دم از مصلحت کشور و مشروعیت حکومت می زند و برای مردم نسخه می پیچد.
شخصی که به دلیل جنایت های بشمار به قصاب کابل معروف بود ابتدا باید جایگاه خود را مشخص کند و بگوید از کدام تریبون و در چه مقامی برای مردم سخن می گوید؟
جز اینکه با معامله های ارگ و با نام توافقنامه صلح موفق به آشکار شدن در انظار عمومی شده و به لطف اشرف غنی و حلقه ی خاص توانسته پس از چهل سال جنگ و خونریزی بدون آنکه مجبور به فرار و پنهان شدن باشد فرصت زندگی در این کشور را کسب کند.
حال دم از حفظ نظام حاکم می زند و نگران زندگی مردمی است که در برابر چادرهای تحصن مشکل رفت و آمد دارند؟
جدای از همه دل نگرانی های این رهبر همیشه دسیسه چین که در تمامی عمر سیاسی خود به هیچ تعهدی در قبال حکومت، جریان، گروه و شخصی پایبند نبوده است باید گفت که اعتراض به حکومت در برابر ضعف های آن، حق هر شهروند و گنجانده شده در قانون اساسی است و به طور قطع برای شخصی که حق مردم را در مردم و قربانی شدن خلاصه می کند و دهه ها به عنوان مخالف دولت از جریان های سیاسی کشور به دور مانده با چنین عقبه دیکتاتوری قابل فهم و درک نیست.
مردم با وجود رویدادهای خونین پی در پی از حکومت خواهان رسیدگی به ضعف ها و اصلاح نهاد امنیتی بودند اما در بی توجهی سران دولت راهی جز اعتراض های خیابانی و برپایی چادرهای تحصن ندارند، عملی خلاف قانون و شرع انجام می دهند؟
گفته های حکمتیار در چنین مواردی آنهم در دفاع از حکومت همسو با اهداف قبیله گرای وی قابل پیش بینی بود اما موضع گیری شورای علما در حالی که آشکارا از حنیف اتمر و حلقه خاص ارگ جانب داری می کند با وظیفه و مبنای این شورا در تضاد کامل است.
این در حالی است که پس از اعتراض های مردمی، احزاب و چهره های سیاسی در قبال ناکارآمدی حکومت در برابر حفظ ثبات و درخواست برای برکناری سران امنیت بخصوص حنیف اتمر، حامیان مشاور امنیت ملی با توسل به هر وسیله ای در حال رایزنی با جریان های موافق خود بوده که آن را به خوبی می توان در اظهار نظرهای تازه دید از حکمتیار گرفته تا شورای علما.
رهبر حزب اسلامی در سخنان اخیر خود گفته است که رسیدن به ارگ از راه های کوتاه مانند تظاهرات مسلحانه مقدور نیست و هشدار می دهد که براندازی نظام به سود هیچ کسی نخواهد بود و کابل به دست مخالفین مسلح سقوط می کند.
هرچند شنیدن چنین گفته های از فردی که خود از عوامل اصلی براندازی نظام در گذشته خیلی نزدیک بود از بیشمار تضادهای موجود می باشد اما نکته قابل تامل هشداری است که وی به مردم می دهد در حالی که معترضان خواهان براندازی حکومت نیستند بلکه درخواست برکناری مقام های ارشد امنیتی را دارند که کاری جز ناامن کردن کشور در کارنامه خود نداشته و هرچه کردند معامله بوده و زدو بندهای سیاسی.
زمانی که حکمتیار به دفاع از نظام کنونی برمی آید اشرف غنی در سفرهای خارجی به سر می برد و هیچ اعتنایی به آنچه در کشور رخ می دهد، ندارد!
رهبر حزب اسلامی که با خیال انتخابات آینده به سر می برد و از ابتدای ورود به افغانستان به حکومت وحدت ملی به دلیل وجود مقام ریاست اجرایی تاخت، نشان داد که همان حکمتیار در طی چهل سال گذشته است که معتقد به هیچ انتخابات و خواست مردم نیست جز همان قدرت قبیله ای که می شناسد.
سخن های گلبدین حکمیتار نه برای مردم تازگی دارد و نه دور از انتظار بود اما حکومتی که نه اعتقادی به خواست مردم دارد و نه خواهان برقراری امنیت برای جامعه با لشکری از قبیله گرایان و سلطه جویان به کدام سو خواهد رفت؟
حکمتیاری که چهل سال با هر دولت و رهبری در جنگ به سر می برد و مردم هنوز داغ راکت های کور وی را بر سینه دارند رخت سخنگوی ارگ را به تن کرده و دم از مصلحت کشور و مشروعیت حکومت می زند و برای مردم نسخه می پیچد.
شخصی که به دلیل جنایت های بشمار به قصاب کابل معروف بود ابتدا باید جایگاه خود را مشخص کند و بگوید از کدام تریبون و در چه مقامی برای مردم سخن می گوید؟
جز اینکه با معامله های ارگ و با نام توافقنامه صلح موفق به آشکار شدن در انظار عمومی شده و به لطف اشرف غنی و حلقه ی خاص توانسته پس از چهل سال جنگ و خونریزی بدون آنکه مجبور به فرار و پنهان شدن باشد فرصت زندگی در این کشور را کسب کند.
حال دم از حفظ نظام حاکم می زند و نگران زندگی مردمی است که در برابر چادرهای تحصن مشکل رفت و آمد دارند؟
جدای از همه دل نگرانی های این رهبر همیشه دسیسه چین که در تمامی عمر سیاسی خود به هیچ تعهدی در قبال حکومت، جریان، گروه و شخصی پایبند نبوده است باید گفت که اعتراض به حکومت در برابر ضعف های آن، حق هر شهروند و گنجانده شده در قانون اساسی است و به طور قطع برای شخصی که حق مردم را در مردم و قربانی شدن خلاصه می کند و دهه ها به عنوان مخالف دولت از جریان های سیاسی کشور به دور مانده با چنین عقبه دیکتاتوری قابل فهم و درک نیست.
مردم با وجود رویدادهای خونین پی در پی از حکومت خواهان رسیدگی به ضعف ها و اصلاح نهاد امنیتی بودند اما در بی توجهی سران دولت راهی جز اعتراض های خیابانی و برپایی چادرهای تحصن ندارند، عملی خلاف قانون و شرع انجام می دهند؟
گفته های حکمتیار در چنین مواردی آنهم در دفاع از حکومت همسو با اهداف قبیله گرای وی قابل پیش بینی بود اما موضع گیری شورای علما در حالی که آشکارا از حنیف اتمر و حلقه خاص ارگ جانب داری می کند با وظیفه و مبنای این شورا در تضاد کامل است.
این در حالی است که پس از اعتراض های مردمی، احزاب و چهره های سیاسی در قبال ناکارآمدی حکومت در برابر حفظ ثبات و درخواست برای برکناری سران امنیت بخصوص حنیف اتمر، حامیان مشاور امنیت ملی با توسل به هر وسیله ای در حال رایزنی با جریان های موافق خود بوده که آن را به خوبی می توان در اظهار نظرهای تازه دید از حکمتیار گرفته تا شورای علما.
رهبر حزب اسلامی در سخنان اخیر خود گفته است که رسیدن به ارگ از راه های کوتاه مانند تظاهرات مسلحانه مقدور نیست و هشدار می دهد که براندازی نظام به سود هیچ کسی نخواهد بود و کابل به دست مخالفین مسلح سقوط می کند.
هرچند شنیدن چنین گفته های از فردی که خود از عوامل اصلی براندازی نظام در گذشته خیلی نزدیک بود از بیشمار تضادهای موجود می باشد اما نکته قابل تامل هشداری است که وی به مردم می دهد در حالی که معترضان خواهان براندازی حکومت نیستند بلکه درخواست برکناری مقام های ارشد امنیتی را دارند که کاری جز ناامن کردن کشور در کارنامه خود نداشته و هرچه کردند معامله بوده و زدو بندهای سیاسی.
زمانی که حکمتیار به دفاع از نظام کنونی برمی آید اشرف غنی در سفرهای خارجی به سر می برد و هیچ اعتنایی به آنچه در کشور رخ می دهد، ندارد!
رهبر حزب اسلامی که با خیال انتخابات آینده به سر می برد و از ابتدای ورود به افغانستان به حکومت وحدت ملی به دلیل وجود مقام ریاست اجرایی تاخت، نشان داد که همان حکمتیار در طی چهل سال گذشته است که معتقد به هیچ انتخابات و خواست مردم نیست جز همان قدرت قبیله ای که می شناسد.
سخن های گلبدین حکمیتار نه برای مردم تازگی دارد و نه دور از انتظار بود اما حکومتی که نه اعتقادی به خواست مردم دارد و نه خواهان برقراری امنیت برای جامعه با لشکری از قبیله گرایان و سلطه جویان به کدام سو خواهد رفت؟

هیچ نظری موجود نیست: