انتحاری هراس و کشتار
انتحاری یکی از هراس انگیزترین نوع کشتار که طی یک و نیم دهه گذشته در افغانستان جان بسیار از غیرنظامیان را گرفته و وحشتی همیشگی را در مردم به وجود آورده که به دلیل دشواری در کنترل آن توسط دولت به پرکاربردترین حمله های تروریستان بدل شده است.
طالبان و دیگر گروه های تروریستی در شهرها و مراکز مهم که توان حمله نظامی و تصرف آن را ندارند، دست به انتحاری های می زنند که هم فضای کشور را دچار آشوب و هراس و هم با تلفات بالا جامعه را به نظام بی اعتماد کند.
افغانستان در سال 1395 یکی از خونبارترین سال های خود را سپری کرد که انتحاری مهم ترین دلیل کشتار غیرنظامیان و از پرکاربردترین حمله های تروریستان بوده است.
انتحاری های پی در پی کابل اگرچه ضعف شدید امنیتی و استخباراتی حکومت را نشان می دهد اما روی دیگری نیز دارد: ایجاد هراس میان مردم پایتخت نشین که به سرعت رسانه ای شده و بیشترین تبلیغات را برای طالبان و تروریستان به همراه دارد.
اگر حمله به ننگرهار یا قندوز نتواند صدر خبرهای را به دست آورد اما حمله انتحاری حتی در یک مسجد کابل می تواند به تیتر اول رسانه ها بدل شده و واکنش های بسیاری را در پی داشته باشد، همان هراس و وحشت باب طبع تروریستان که در جامعه تزریق و بی اعتمادی به نظام را در پی خواهد داشت.
سخت ترین سال های امنیتی را می توان در دوران حکومت وحدت ملی دید و اختلاف های درونی که جبهه های جنگ را تضعیف و قدرت غیرقابل کنترل به طالبان داد و فضایی ناامنی که دیگر نه تنها جنوب بلکه کل کشور را در برگرفته است.
نهاد امنیتی و استخبارات افغانستان از ضعیف ترین بخش های حکومت است که به دست رهبران گزینش شده اشرف غنی در دوران رکود و بی کفایتی به سر می برد و هزینه ها را به جای کنترل امنیت صرف زدو بندهای سیاسی و به انزوا کشاندن غیرخودی ها می کنند، افرادی چون استانکزی و اتمر که نبض امنیت را در دست داشته و بر ناامنی ها و اختلاف های درون حکومتی دامن می زنند.
در این میان، کودکان از بزرگترین قربانیان جنگ هستند و بخصوص در حمله های انتحاری به دلیل وقوع در شهر و میان ازدحام مردم آماری بس تاسف برانگیز دارد: از مجموع ده هزار و 605 کشته و زخمی ثبت شده سال گذشته کمیسیون حقوق بشر، دو هزار و 980 تن کودک بوده اند.
بنا به اطلاعات کمیسیون حقوق بشر، خشونت ها به حدی افزایش داشته است که جنسیت تعداد قابل توجهی از کشته شدگان قابل تشخیص نیست و به طور حتم به دلیل ناامنی های گسترده تعداد کشته و زخمی شده ها بیش از رقم اریه شده می باشد.
تعداد بیشمار مدارس تعلیمی طالبان در نقاط مختلف کشور و درخاک پاکستان باعث به وجود آمدن لشکری از انتحاری کنندگان شده که به راحتی در مراکز مهم و پرجمعیت دست به حمله زده و جان غیرنظامیان بیشماری را می گیرد اما از سوی دیگر اکثر حمله ها با برنامه ریزی دقیق و حمل مهمات بسیار رخ می دهد که به دلیل هماهنگی های درون حکومتی و وجود نفوذی در رده های امنیتی کشتارهای دسته جمعی رخ می دهد که بارها درکابل و دیگر نقاط شاهد آن بوده ایم.
از سوی دیگر کنترل انتحاری ها برای کشوری جنگ زده با حکومتی فاسد و مملو از رهبران وابسته به طالبان بسیار دشوار می باشد، عملا استخبارات و کشفی در افغانستان وجود ندارد و این سازمان به جای تمرکز بر اطلاعات و هماهنگی با نیروهای امنیتی تاکنون هیچ دستاوردی نداشته است.
طالبان و دیگر گروه های تروریستی بیش از هر حمله ای از انتحاری های سود می برد که می تواند به مانند یک سقوط ولایت در شهر کابل برای آنان دستاورد داشته باشد، پس از حمله کابل که در تاریخ این شهر بی سابقه بوده مردم دست به اعتراض های گسترده خیابانی زده اند و پایتخت به خود رنگ حکومت نظامی گرفته است.
بی اعتمادی به نظامی که سال هاست طالبان به دنبال آن می باشد و افتخاری که بارها این گروه تندرو مدعی اسلام به نشر می رساند چگونه زمانی که سربازان در صف نماز بوده اند به رگبار انتحاری های طالبان بسته می شود و مردمی را هدف قرار می دهند که هیچ دخالتی در سیاست های حکومتی و یا حضور نیروهای خارجی ندارد؟
انتحاری بیش از آنکه نشانی از پیروزی دشمنانی به مانند طالب و داعش داشته باشد پرده از ترس و هراس آنان بر می دارد که مخفیانه به کشتار غیرنظامیان دست می زنند، عمق ابتزال و کثیف ترین نوع جنگ.
طالبان و دیگر گروه های تروریستی در شهرها و مراکز مهم که توان حمله نظامی و تصرف آن را ندارند، دست به انتحاری های می زنند که هم فضای کشور را دچار آشوب و هراس و هم با تلفات بالا جامعه را به نظام بی اعتماد کند.
افغانستان در سال 1395 یکی از خونبارترین سال های خود را سپری کرد که انتحاری مهم ترین دلیل کشتار غیرنظامیان و از پرکاربردترین حمله های تروریستان بوده است.
انتحاری های پی در پی کابل اگرچه ضعف شدید امنیتی و استخباراتی حکومت را نشان می دهد اما روی دیگری نیز دارد: ایجاد هراس میان مردم پایتخت نشین که به سرعت رسانه ای شده و بیشترین تبلیغات را برای طالبان و تروریستان به همراه دارد.
اگر حمله به ننگرهار یا قندوز نتواند صدر خبرهای را به دست آورد اما حمله انتحاری حتی در یک مسجد کابل می تواند به تیتر اول رسانه ها بدل شده و واکنش های بسیاری را در پی داشته باشد، همان هراس و وحشت باب طبع تروریستان که در جامعه تزریق و بی اعتمادی به نظام را در پی خواهد داشت.
سخت ترین سال های امنیتی را می توان در دوران حکومت وحدت ملی دید و اختلاف های درونی که جبهه های جنگ را تضعیف و قدرت غیرقابل کنترل به طالبان داد و فضایی ناامنی که دیگر نه تنها جنوب بلکه کل کشور را در برگرفته است.
نهاد امنیتی و استخبارات افغانستان از ضعیف ترین بخش های حکومت است که به دست رهبران گزینش شده اشرف غنی در دوران رکود و بی کفایتی به سر می برد و هزینه ها را به جای کنترل امنیت صرف زدو بندهای سیاسی و به انزوا کشاندن غیرخودی ها می کنند، افرادی چون استانکزی و اتمر که نبض امنیت را در دست داشته و بر ناامنی ها و اختلاف های درون حکومتی دامن می زنند.
در این میان، کودکان از بزرگترین قربانیان جنگ هستند و بخصوص در حمله های انتحاری به دلیل وقوع در شهر و میان ازدحام مردم آماری بس تاسف برانگیز دارد: از مجموع ده هزار و 605 کشته و زخمی ثبت شده سال گذشته کمیسیون حقوق بشر، دو هزار و 980 تن کودک بوده اند.
بنا به اطلاعات کمیسیون حقوق بشر، خشونت ها به حدی افزایش داشته است که جنسیت تعداد قابل توجهی از کشته شدگان قابل تشخیص نیست و به طور حتم به دلیل ناامنی های گسترده تعداد کشته و زخمی شده ها بیش از رقم اریه شده می باشد.
تعداد بیشمار مدارس تعلیمی طالبان در نقاط مختلف کشور و درخاک پاکستان باعث به وجود آمدن لشکری از انتحاری کنندگان شده که به راحتی در مراکز مهم و پرجمعیت دست به حمله زده و جان غیرنظامیان بیشماری را می گیرد اما از سوی دیگر اکثر حمله ها با برنامه ریزی دقیق و حمل مهمات بسیار رخ می دهد که به دلیل هماهنگی های درون حکومتی و وجود نفوذی در رده های امنیتی کشتارهای دسته جمعی رخ می دهد که بارها درکابل و دیگر نقاط شاهد آن بوده ایم.
از سوی دیگر کنترل انتحاری ها برای کشوری جنگ زده با حکومتی فاسد و مملو از رهبران وابسته به طالبان بسیار دشوار می باشد، عملا استخبارات و کشفی در افغانستان وجود ندارد و این سازمان به جای تمرکز بر اطلاعات و هماهنگی با نیروهای امنیتی تاکنون هیچ دستاوردی نداشته است.
طالبان و دیگر گروه های تروریستی بیش از هر حمله ای از انتحاری های سود می برد که می تواند به مانند یک سقوط ولایت در شهر کابل برای آنان دستاورد داشته باشد، پس از حمله کابل که در تاریخ این شهر بی سابقه بوده مردم دست به اعتراض های گسترده خیابانی زده اند و پایتخت به خود رنگ حکومت نظامی گرفته است.
بی اعتمادی به نظامی که سال هاست طالبان به دنبال آن می باشد و افتخاری که بارها این گروه تندرو مدعی اسلام به نشر می رساند چگونه زمانی که سربازان در صف نماز بوده اند به رگبار انتحاری های طالبان بسته می شود و مردمی را هدف قرار می دهند که هیچ دخالتی در سیاست های حکومتی و یا حضور نیروهای خارجی ندارد؟
انتحاری بیش از آنکه نشانی از پیروزی دشمنانی به مانند طالب و داعش داشته باشد پرده از ترس و هراس آنان بر می دارد که مخفیانه به کشتار غیرنظامیان دست می زنند، عمق ابتزال و کثیف ترین نوع جنگ.

هیچ نظری موجود نیست: