Header Ads

جمعیت کثرت گرا و رهبر کاریزماتیک

  بزرگترین حزب افغانستان در فقدان رهبری کاریزماتیک پس از 6 سال با اختلاف های ریشه ای و عمیقی که در درون رهبری آن به وجود آمده است در بازگشت گلبدین حکمیتار سعی دارد که همچنان خود را به عنوان حزبی تاثیرگذار در حکومت و کشور نشان دهد.
همچنان که فعالیت احزاب سیاسی در کشور نهادینه نشده و همواره تعیین کننده قدرت یک قوم در دستان یک چهره و یک رهبر بوده و هست اما بعید است چنین رویکردی در آینده نیز ادامه یابد، احزاب با وجود اختلاف و از هم گسستگی دریافته اند که تاثیر یک حزب قدرتمند بسیار بیشتر از یک رهبر می باشد.
در بسیاری از موارد با ترور و یا تضعیف رهبر چنان ضربه مهلکی به حزب وارد می شود که به سقوط آن می انجامد و یا در مناسات سیاسی نقشی حاشیه ای دارد به مانند حزب جنبش اسلامی که با اتهام جنرال دوستم و مسایل پیرامون آن هم درگیر با اختلاف های درونی شد و هم در فقدان جانشینی شایسته برای وی به مانند مقام معاون اولی تنها نامی از این حزب باقی مانده است.
حزب جمعیت اسلامی اقدام به افزایش شورای رهبری 9 نفره خود به 64 تن کرد تا بتواند با کثرت گرایی در انتخابات آینده حضوری ماثرتر داشته باشد اما نکته قابل تامل، جالی خالی عبدالله عبدالله و امرالله صالح در میان شورای پرتعداد رهبری است.
هرچند این اقدام حزب جمعیت در واکنش به بازگشت رهبر پرقدرت و محبوب حزب اسلامی افغانستان به کابل می باشد؛ حضور حکمتیار با مشروعیت سیاسی و اجتماعی که از حکومت وحدت ملی کسب کرده است می تواند دوران طلایی برای حزب اسلامی رقم بزند، زیرا از گذشته در کشور وجود یک رهبر کاریزماتیک می تواند یک حزب را احیا و ترور آن به نابودی آن بیانجامد.
پس از ترور برهان الدین ربانی، حزب جمعیت طی 6 سال گذشته نتوانست رهبری به قدرت وی بر این حزب بگمارد و در فقدان رهبری تبدیل به حزبی چند تیکه و صداهای متعدد شد، اختلاف ها در این حزب به جایی رسید که عطا محمد آشکارا به نقد تند از رییس اجرایی پرداخت و دیگر رهبران این حزب نیز در مقابل معامله والی بلخ با ارگ صف کشیدند.
حال که مهم ترین چهره برخاسته از حزب جمعیت در قدرت به همان مقام تشریفاتی خود دلبسته است و حتی در میان جمع بزرگ رهبری جایی ندارد، نمی توان امید چندانی به قدرت گرفتن دوباره این حزب و تبدیل شدن به وزنه سیاسی مهم در کشور داشت اما می ماند حزب اسلامی که از خاکستر خود دگر باره جان خواهد گرفت.
حکمتیار هم نفوذ بالایی در میان قوم پشتون دارد و هم رهبری بزرگ برای حزب اسلامی است و با چنین امتیاز هایی بعید است که حزب جمعیت با رویکرد ضعیف در فقدان رهبری به رقیبی سرسخت برای این حزب بدل شود.
از سوی دیگر، هرچند حکمیتار پیشینه ای به تاریکی رهبران طالب در افغانستان دارد و منفور جامعه جهانی است اما برای قوم پشتون یک رهبر قدرتمند و در چشم اشرف غنی متحدی استراتژیک برای محکم کردن پایه های قدرت تمرکزگرا و قبیله ای حکومت می باشد.
حزب جمعیت طی سال های گذشته بسیار ضعیف عمل کرد و با وجود نبود رقیبی جدی بر سر راه چنان به کمترین امتیاز و مقام ها مشغول شدند که زمینه را برای سقوط خود هموار کرده و تنها نظاره گر ورود دشمن دیرینه خود به کابل بودند.
اگرچه حزب اسلامی نیز طی بیست سال انزوا به چند دسته تقسیم شد و برخی از رهبران آن به بالاترین رده های حکومتی رسیدند اما حکمتیار با وجود شامل شدن در حکومت راهی دشوار برای متحد کردن حزب خود در پیش دارد هرچند بسیار پیش تر از رقبای خود به مانند حزب جنبش و جمعیت در سیاست ایستاده است.
حزب اسلامی افغانستان اعلام کرده بود که در حال سازماندهی برای انتخابات پارلمانی، شورای ولسوالی ها و نهایتا انتخابات ریاست جمهوری می باشد و حال می ماند حزب جنبش که در نزول رهبر خود بیشتر حکم حاشیه نشین را دارد و حزب جمعیت در اختلاف های درونی و آشکار حتی ناتوان از تعیین رهبر برای بقا در آینده است.
و آخرین اقدام حزب جمعیت با کثرت گرایی بیشتر نمایشی ضعیف در قبال تغییرات عمده مناسبات سیاسی کشور است که بیشتر نمایان کننده اختلاف ها بوده تا انسجام و حال می ماند حزب اسلامی با حکومتی تهی از مقام های مخالف و انتخابات در راه.

هیچ نظری موجود نیست:

با پشتیبانی Blogger.